KMS901
 
قالب وبلاگ

اسلاید جلسه آخر دکتر سلیمانی

دانلود

[ 93/08/06 ] [ 15:38 ] [ احمد خالدی ]

پیشنهاد می کنم حتما ببینید

دانلود با حجم کم 3.5MB

[ 93/01/31 ] [ 16:9 ] [ احمد خالدی ]

به نیابت از سید احمد رضا سجودی؛

دانلود بخش دوم جزوه جلسه دوم پاتولوژی اعصاب دکتر وکیلی

لینک دانلود مستقیم

لینک دانلود غیر مستقیم

لینک دانلود کمکی

[ 93/01/28 ] [ 20:46 ] [ احمد خالدی ]
[ 92/12/07 ] [ 0:0 ] [ احمد خالدی ]
«لینا مدینا»، مادری است که درهنگام زایمان فرزندش تنها ۵ سال سن داشت!

برای ادامه روی عبارت بالا کیک کنید.

منبع: ویکی پدیا

[ 92/03/31 ] [ 17:9 ] [ احمد خالدی ]

   1) فرض كنید راننده یك اتوبوس برقی هستید.در ایستگاه اول 6 نفر وارد اتوبوس می‌شوند،در ایستگاه دوم سه نفر بیرون می‌روند و پنج نفر وارد می‌شوند.راننده چند سال دارد؟


  2) یك مأمور پلیس ...


ادامه مطلب
[ 92/01/30 ] [ 11:32 ] [ احمد خالدی ]


موضوعات مرتبط: گالری
[ 91/12/04 ] [ 0:0 ] [ احمد خالدی ]
به اصرار دوستان گرامی، برای اولین بار تو وبلاگ می خوایم جنبه سنجی کنیم!!! به این صورت که از بعضی اخلاق های هر کدوم از همکلاسی هامون بدتون/خوشتون میاد می توننین تو این پست انتقاد/تحسین کنید تا خودمون رو اصلاح کنیم یا اون ویژگی رو بقیه مون یاد بگیریم. فقط امیدوارم اونقدر ظرفیتمون بالا باشه که جنبه انتقاد کردن و انتقاد پذیرفتن رو داشته باشیم.

نظرات توهین آمیز به هیچ وجه تایید نخواهد شد.


موضوعات مرتبط: جنجالی
[ 91/11/12 ] [ 0:1 ] [ احمد خالدی ]
راه اندازی مجدد صندلی داغ بین تعطیلات کوتاه دو ترم با حضور

شاعری اهل دل ، با صفا و نیکو سرشت

جناب آقای محمد عموشاهی

ای که بر صندلیّ داغ ما بنشسته ای

                      صندلی را تا ببینیم ، تا کجاها می بری!



موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 91/11/12 ] [ 0:0 ] [ احمد خالدی ]
این بار

دانشجوی باحال کلاس بر روی صندلی داغ خواهد نشست...!

این شما و همکلاسی خوبمون

جناب آقای علی شاه زیدی

ایشون پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهند بود.


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 91/07/09 ] [ 12:31 ] [ احمد خالدی ]
این بار

دانشجوی شاگرد اول ترم 1 بر روی صندلی داغ خواهد نشست...!

این شما و همکلاسی خوبمون

جناب آقای حمیدرضا آبرحیمی

ایشون به مدت محدود پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهند بود.


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 91/06/26 ] [ 16:56 ] [ احمد خالدی ]
به نوشته پايگاه اينترنتی روزنامه مترو برخی از اين سوالات آنقدر خنده دار است كه حتی خود سوال كنندگان پس از فهميدن اشتباه خود به احمقانه بودن آن اعتراف كرده اند.

- كاربر: كامپیوتر می گوید (any keys) را فشار دهید اما من نمی توانم دكمه های any را روی كی بوردم پیدا كنم!

...............................

- مرکز: الآن روی مانیتورتون چیه خانوم؟
مشتری: یه خرس TEDDY که دوستم از سوپرمارکت برام خریده.

...............................

 ـ موس من هر موقع از روی میز بلندش می‌كنم از كار می‌افته، من مطمئنم مشكل از سیستم عامل نیست. چون هم در ویستا و هم در لینوكس این مشكل وجود داره.

ادامه در ادامه مطلب!


موضوعات مرتبط: متفرقه
ادامه مطلب
[ 91/06/26 ] [ 10:12 ] [ احمد خالدی ]
این بار

دانشجوی نمونه ترم 1 بر روی صندلی داغ خواهد نشست...!

این شما و همکلاسی گلمون

جناب آقای سید مصطفی دادگر 

ایشون به مدت کاملا محدود پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهند بود.


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 91/06/19 ] [ 23:9 ] [ احمد خالدی ]
صندلی داغ جدید با نویسنده جدید!

بعلت اشکال در صندلی داغ ایشون مجبور شدیم مجددا صندلی داغ نیمه تمام ایشون رو برپا کنیم!!

این شما و این جناب آقای مرتضی رضوانیان ایشون به مدت محدود پاسخگوی سوالات شما عزیزان خواهند بود.


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 91/06/15 ] [ 18:53 ] [ احمد خالدی ]

کوهنوردی می‌خواست از بلندترین کوه بالا برود…

او پس از سالها آماده سازی، ماجراجویی خود را آغاز کرد ولی از آنجا که افتخار کار را فقط برای خود می خواست، تصمیم گرفت تنها از کوه بالا برود.

همانطور که از کوه بالا می رفت، چند قدم مانده به قله کوه، پایش لیز خورد و در حالی که به سرعت سقوط می کرد، از کوه پرت شد. همچنان سقوط می کرد و در آن لحظات ترس عظیم، همه رویدادهای خوب و بد زندگی به یادش آمد.اکنون فکر می کرد مرگ چقدر به او نزدیک است… ناگهان احساس کرد که طناب به دور کمرش محکم شد. بدنش میان آسمان و زمین معلق بود و فقط طناب او را نگه داشته بود و در این لحظه ی سکون برایش چاره ای نمانده جز آن که فریاد بکشد:

” خدایا کمکم کن” 

ناگهان صدایی پر طنین که از آسمان شنیده می شد، جواب داد:

” از من چه می خواهی؟ “

- ای خدا نجاتم بده!

- واقعاً باور داری که من می توانم تو را نجات بدهم؟

- البته که باور دارم.

- اگر باور داری، طنابی که به کمرت بسته است  را پاره کن!!

یک لحظه سکوت… و مرد تصمیم گرفت با تمام نیرو به طناب بچسبد…..

چند روز بعد در خبرها آمد: یک کوهنورد یخ زده را مرده پیدا کردند. بدنش از یک طناب آویزان بود و با دستهایش محکم طناب را گرفته بود.

او فقط یک متر با زمین فاصله داشت!


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/05/27 ] [ 2:28 ] [ احمد خالدی ]
با سلام و تبریک به مناسنت حلول ماه مبارک (یه کم دیر) ، انشاءالله که نماز روزه هاتون قبول باشه

این دفعه هم مثل نوروز 91 تریبون آزاد گذاشتیم که بتونیم تو تابستون هم نظرا مون رو مطرح کنیم و به قولی بگپیم...

اینم یه تصویر زیبای تابستونی برای همکلاسیها (تصویر بزرگ)...


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/05/02 ] [ 18:0 ] [ احمد خالدی ]

.: سال نو مبارک :.

هم کلاسی های گرامی می تونین در این بخش نظرات خودتونو بصورت آزاد و بدون هیچ محدودیتی با سایر همکلاسی ها در میان بگذارید.

امیدوارم سال خوب و توام با شادی و سلامتی برای خودتون و خونواده هاتون باشه.


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 91/01/01 ] [ 8:44 ] [ احمد خالدی ]

کوله بارم بر دوش، سفری باید رفت،

سفری بی همراه،

گم شدن تا ته تنهایی محض،

یار تنهایی من با من گفت:

هر کجا لرزیدی،

از سفرترسیدی،

تو بگو، از ته دل

من خدا را دارم...

[ 90/12/21 ] [ 13:16 ] [ احمد خالدی ]
با تشکر از خانم سیما وطن خواه که مشتاقانه به اکثر سوالات جواب دادن...

ایندفعه به سراغ یکی از پسران بسیار با جنبه کلاس میریم....

       این فرد دارای وزن 70kg و قد 180cm .

                متولد ماه آبان از شهر زیبای خمینی شهر

                         عضو یکی از پاتوق ترین اتاق های خوابگاه اندیشه

                 این شما و دوست خوبمون :

حسن عیسایی

                  


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 90/12/06 ] [ 20:48 ] [ احمد خالدی ]
با تشکر از خانم فاطمه افسری

این بار بر روی صندلی آتشین کسی می نشیند که ......

                نمونه اخلاق از دیدگاه بچه های کلاس

                           نماینده دانشگاه علوم پزشکی در حمایت از خلیج فارس

                                یکی از آشپزهای خوابگاه اندیشه در شام های ثانویه

                                      متولد یزد و ساکن ابرکوه

 این شما و .................................

                                  آقای حامد فلاح زاده


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 90/11/30 ] [ 0:24 ] [ احمد خالدی ]

گیاهان هنگام جراحت از طریق مواد شیمیایی که از ریشه ی آن ها متصاعد میشود؛درخواست کمک میکنند. 

وقتی که گیاهی مورد هجوم عوامل بیماری زا مانند باکتری های مضر قرار میگیرند برگ های آن به ریشه پیغام میفرستند و در درخواست کمک میکنند تا ریشه اسیدی ترشح کند تا به کمک آن باکتری های سفید به کار گرفته شوند. 

هارس بیس؛دانش یار علوم خاک وگیاه از دانشگاه دلاور گفت:گیاهان از آن چیزی که تصور میشود عاقل ترند!مردم تصور میکنند که ریشه ی گیاهان در برابر حملات عوامل بیماری زا واکنشی ندارند؛در حالی که تحقیقات جدید نشان میدهد که گیاهان راه هایی برای درخواست کمک از محیط اطراف دارند. 

گیاهان در این مواقع امواجی با طول موج بلند از برگ به ریشه ارسال میکنند و ریشه با تولید مواد آلی به این درخواست کمک پاسخ میدهد(ایسنا)

[ 90/11/27 ] [ 21:45 ] [ احمد خالدی ]
این بار بر روی صندلی آتشین ....

با تشکر از هادی اکبرزاده به همه سوالات همکلاسی ها شون جواب دادن. این بار سراغ شخصی چند ملیتی میریم تا بیشتر باهاشون آشنا شیم کسی متولد یزد ، دو سال ساکن ابرکوه ، اکنون ساکن اصفهان و فردا ... این شما و این :

آقای فرزاد صدری

 


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 90/11/23 ] [ 20:20 ] [ احمد خالدی ]

در بيمارستاني، دو بيمار در يک اتاق بستري بودند. يکي از بيماران اجازه داشت که هر روز بعد از ظهر يک ساعت روي تختش که کنار تنها پنجره اتاق بود بنشيند ولي بيمار ديگر مجبور بود هيچ تکاني نخورد و هميشه پشت به هم اتاقيش روي تخت بخوابد. آنها ساعتها با هم صحبت مي‏کردند؛ از همسر، خانواده، خانه، سربازي يا تعتيلاتشان با هم حرف مي‏زدند و هر روز بعد از ظهر، بيماري که تختش کنار پنجره بود، مي‏نشست و تمام چيزهائي که بيرون از پنجره مي‏ديد، براي هم اتاقيش توصيف مي‏کرد. پنجره، رو به يک پارک بود که درياچه زيبائي داشت. مرغابيها و قوها در درياچه شنا مي‏کردند و کودکان با قايقهاي تفريحيشان در آب سرگرم بودند. درختان کهن، به منظره بيرون، زيبايي خاصي بخشيده بود و تصويري زيبا از شهر در افق دور دست ديده مي‏شد. همان‏طور که مرد کنار پنجره اين جزئيات را توصيف مي‏کرد، هم اتاقيش جشمانش را مي‏بست و اين مناظر را در ذهن خود مجسم مي‏کرد و روحي تازه مي‏گرفت. روزها و هفته‏ها سپري شد. تا اينکه روزي مرد کناز پنجره از دنيا رفت و مستخدمان بيمارستان جسد او را از اتاق بيرون بردند. مرد ديگر که بسيار ناراحت بود تقاضا کرد که تختش را به کنار پنجره منتقل کنند. پرستار اين کار را با رضايت انجام داد. مرد به آرامي و با درد بسيار، خود را به سمت پنجره کشاند تا اولين نگاهش را به دنياي بيرون از پنجره بيندازد. بالاخره مي‏توانست آن منظره زيبا را با چشمان خودش ببيند ولي در کمال تعجب، با يک ديوار بلند مواجه شد!   مرد متعجب به پرستار گفت که هم اتاقيش هميشه مناظر دل انگيزي را از پشت پنجره براي او توصيف مي‏کرده است. پرستار پاسخ داد: ولي آن مرد کاملا نابينا بود!


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/11/09 ] [ 22:47 ] [ احمد خالدی ]
مغز شما چند ساله است... با این 4 روش سن مغز خود را محاسبه کنید.

تست 1 - حافظه تصویری

تست 2 - محاسبات ریاضی

تست 3 - تشخیص رنگ ها

تست 4 - درک شکل ها


موضوعات مرتبط: متفرقه
[ 90/10/19 ] [ 20:2 ] [ احمد خالدی ]
مجید سمیعی (زاده ۲۹ خرداد ۱۳۱۶ در رشت) پزشک و جراح مغز و اعصاب سرشناس ایرانی است. او در حال حاضر ریاست فدراسیون جهانی انجمن جراحان اعصاب و ریاست بیمارستان علوم عصبی هانوفر در آلمان را بر عهده دارد.

منبع : ویکی پدیا (دانشنامه آزاد)


موضوعات مرتبط: علمی
ادامه مطلب
[ 90/10/17 ] [ 22:28 ] [ احمد خالدی ]
این بار بر روی صندلی آتشین ....

  فردی که شب ها بیدار است و دیگران را نیز بیدار نگه میدارد .....

                                   شام های 2،3 را برپا و میل می کند ....

                                        همیشه در راه انتشارات و کلاس گام برمی دارد...

                                                دوستدار آبی پوشان تهران و سفید پوشان مادرید ....

                                                   و از همه مهمتر متولد کاشان و ساکن دارالمومنین تهران است.

آقای محمد هادی اکبری زاده مشکانی


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
[ 90/10/15 ] [ 23:57 ] [ احمد خالدی ]

با تشکر از "خانم محمودیان" که قدم رنجه کردن و به عنوان هشتمین نفر روی صندلی آتشین وبلاگ نشستن و  تقریبا  به همه ی سوالات همکلاسیهاشون جواب دادن، با تموم شدن وقت سه روزه هشتمین صندلی داغ وبلاگ به سراغ نفر بعدی میریم تا روی این صندلی بشینن و شما عزیزان سوالاتتون رو از ایشون بپرسین...!                                                      

                                                     hot seat                        

                  ... و حالا وقتشه که نفر بعدی روی صندلی بشینه تا شما عزیزان سوالاتتون رو از ایشون بپرسین، معرفی می کنم:

   سرکار خانم "فاطمه مشهدی" به مدت سه روز پاسخگوی سوالات شما دوستان عزیز هستن! 

این شما و این هم صندلی  آتشین خانم مشهدی ...!

خانم مشهدی رو در ادامه مطلب بیشتر بشناسید...!


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
ادامه مطلب
[ 90/10/10 ] [ 19:56 ] [ احمد خالدی ]

با تشکر از "آقای یوسفی" که قدم رنجه کردن و به عنوان هفتمین نفر روی صندلی آتشین وبلاگ نشستن و  تقریبا  به همه ی سوالات همکلاسیهاشون جواب دادن، با تموم شدن وقت چندین روزه هشتمین صندلی داغ وبلاگ به سراغ نفر بعدی میریم تا روی این صندلی بشینن و شما عزیزان سوالاتتون رو از ایشون بپرسین...!                                                      

                                                     hot seat                        

                  ... و حالا وقتشه که نفر بعدی ( بعد از مدت ها یک خانم روی صندلی داغ ) وبلاگ بشینه تا شما عزیزان سوالاتتون رو از ایشون بپرسین، معرفی کنم:

   سرکار خانم "مینا محمودیان" به مدت سه روز پاسخگوی سوالات شما دوستان عزیز هستن! 

این شما و این هم صندلی  آتشین خانم محمودیان ...!

خانم محمودیان رو در ادامه مطلب بیشتر بشناسید...!


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
ادامه مطلب
[ 90/10/10 ] [ 19:52 ] [ احمد خالدی ]
شروعی دوباره برای وبلاگ بایک صندلی آتشین ویژه !!!

با تشکر از "آقای مرتضی رضوانیان" که قدم رنجه کردن و به عنوان ششمین نفر روی صندلی آتشین وبلاگ نشستن و به هیچکدام از سوالات همکلاسیهاشون جواب ندادن! با تموم شدن وقت چندین و چند روزه!!! ششمین صندلی داغ وبلاگ به سراغ نفر بعدی میریم تا روی این صندلی بشینن و شما عزیزان سوالاتتون رو از ایشون بپرسین...!

hot seat

... اینبار صندلی آتشین ، با چهره ای شناخته شده و یکی از نویسندگان فعال گذشته وبلاگ، نماینده محبوب و مردمی آقایان برگزار می شود ...

نفر بعدی کسی نیست جز ... "جناب آقای محمدحسن یوسفی نجف آبادی" به مدت " دو هفته " روی این صندلی میشینن تا به سوالات شما دوستان پاسخ بدن...!

"محمدحسن" رو در ادامه مطلب بیشتر بشناسین...!


موضوعات مرتبط: صندلی داغ
ادامه مطلب
[ 90/10/06 ] [ 11:32 ] [ احمد خالدی ]
کوه بلندی بود که لانه عقابی با چهار تخم، بر بلندای آن قرار داشت.
یک روز زلزله ای کوه را به لرزه در آورد و باعث شد که یکی از تخم ها از دامنه کوه به پایین بلغزد.

ادامه داستان در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: متفرقه
ادامه مطلب
[ 90/10/03 ] [ 20:48 ] [ احمد خالدی ]
.: Weblog Themes By KMS 901 :.

درباره وبلاگ

امکانات وب